اگر یک روز خبرنگارها نباشند...

نویسنده: مجید حسین‌زاده سردبیر خراسان آنلاین

مترجم:



خبر یا گزارش که منتشر می‌شود، معمولاً فقط چند صد کلمه که کنار هم نشسته‌اند و قرار است چیزی را به مخاطب بگویند، به چشم او می‌آید. اما پشت همین چند پاراگراف، چیزهای زیادی هست که هیچ‌وقت دیده نمی‌شود. تلفن‌هایی که بی‌پاسخ مانده‌اند، قرارهایی که لغو شده‌اند، مسیرهایی که به هیچ‌جا نرسیده‌اند، ساعت‌هایی که صرف پیدا کردن یک منبع شده و جمله‌هایی که نوشته شده‌اند و بعد، به دلایل مختلف، پاک شده‌اند. هر خبر یا گزارش ثمره تلاش‌های نامرئی زیادی از خبرنگارهاست. یکی از کارهای نامرئی خبرنگار، رفتن و دیدن است. رفتن به جایی که خبر اتفاق افتاده، نه فقط خواندن چیزی که دیگران درباره‌اش گفته‌اند. دیدن چهره آدم‌ها، شنیدن مکث‌هایشان، نگاه کردن به دست‌هایی که هنگام حرف زدن می‌لرزند و چشم‌هایی که شاید چیزی را پنهان می‌کنند. بخش مهمی از حقیقت، گاهی در همان چیزهایی است که هیچ‌وقت وارد متن خبر نمی‌شوند. کار نامرئی دیگر، شک کردن است. خبرنگار باید حتی وقتی همه‌چیز روشن به نظر می‌رسد، یک بار دیگر بپرسد: «مطمئنی؟» باید بتواند میان واقعیت و روایت فاصله بگذارد و از میان انبوه نقل‌قول‌ها، آن سوال ساده اما مهمی را پیدا کند که شاید هیچ‌کس نپرسیده باشد و شاید از همه نامرئی‌تر، شنیدن باشد. شنیدن آدم‌هایی که معمولاً صدایشان شنیده نمی‌شود و راوی یک مشکل هستند. خبرنگار اگر کارش را درست انجام داده باشد، گاهی فقط کاری کرده که صدای یک نفر برای حل یک مشکل اساسی، برای چند دقیقه، از دیوارهای سکوت عبور کند. این روزها که خبر در چند ثانیه تولید و بازنشر می‌شود، شاید بیش از همیشه لازم باشد درباره همین کارهای نامرئی حرف بزنیم: دیدن، شنیدن، پرسیدن، شک کردن و مسئولیت پذیرفتن. خبرنگار بودن فقط نوشتن آن چیزی نیست که اتفاق افتاده؛ تلاش برای فهمیدن چیزی است که پشت اتفاق پنهان مانده است. اما اگر یک روز خبرنگار نباشد، چه کسی می‌رود سراغ آدمی که صدایش به جایی نمی‌رسد؟ چه کسی میان انبوه اعداد و آمار، مکث می‌کند و می‌پرسد: «واقعاً چرا؟» چه کسی روایت رسمی یک اتفاق را کنار روایت آدمی می‌گذارد که خودش آن جا بوده است؟ چه کسی به خبری که همه پذیرفته‌اند، دوباره شک می‌کند؟ چه کسی از مسئولی که پاسخ روشنی نداده، سوالش را تکرار می‌کند؟ ... روز خبرنگار مبارک
10 صفحه اول